Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

صفحه اصلی | بازگشت | آموزش عمران | تازه های عمران و معماری | پروژه بازار | گالری عکس | از هر دری سخنی | پیوندها | درباره من و سایتم | ارتباط با من

 

جملات به یاد ماندنی دوستان

 

نام : رحمان هوشنگی فر 1-3-2-144

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را

التفاتی به اسیران بلا نیست تو را

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را

با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را

نام : مرتضی حسنی 2-3-2-144

دوستی با مردم نادان سفالین کوزه ایست

بشکند ور نشکند باید به دور انداختن

دوستی با مردم دانا چو زرین کوزه ایست

نشکند ور بشکند نتوان به دور انداختن

نام : یوسف اسماعیلی 4-3-2-144

دوستی زیباترین شهر جهان است

دوستی رنگین ترین رنگین کمان است

نام : مهدی حیدری 6-3-2-144 ( ترانه ای وای به مهدی حیدری ... یادتون نره )

خواهی اگر قلب تو روشن شود

پیش تو عالم همه گلشن شود

در گذر از غصه و از اشک و آه

خنده بکن از ته دل حامد جان

نام : علی شاه بختی 7-3-2-144

زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست

گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست

ورنه خاموش است

خاموشی گناه ماست

نام : حسن سعیدی نژاد 9-3-2-144

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

اگر دورم ز دیدارت نشان بی وفایی نیست

وفا آن است که نامش را نهان بر زیر لب دارم

نام : حجت سروش 11-3-2-144

بگورستان گذر کردم کم و بیش

بدیدم حال دولتمند و درویش

نه درویشی بخاکی بی کفن ماند

نه دولتمند برد از یک کفن بیش

نام : حمید فتوحی فیروز آباد 15-3-2-144 ( ارشد خوب گروهان )

خوشحالم که آینده را با خاطرات خوب با بچه ها بودن در خواهم آمیخت.
خاطراتی خوش با انسانهایی با مرام و با صفا ...

چه خوب است عشق ورزیدن به دیگران آن چنان که خود خواهانند ، چه خوب است همه را خوب دیدن و همه را باور داشتن.

نام : جواد تقی زاده 16-3-2-144

خیلی خوشحالم در این دوران سربازی با بچه های با حال آشنا شدم
مخصوصا بچه های لار ، من از روی مهدی جورکش اخلاق بچه های لار را شناختم ...

نام : سعید شفیعی 17-3-2-144

آهای صدای گیتار

              آهای قلب رو دیوار

                               اگه دست توی دستام نذاری خدا نگهدار...

نام : علیرضا نظری تو داری 23-3-2-144

آری زندگی مجموعه ای از خوبیها و بدیها ، خوشی ها و غمها و... است
هر چیزی که در زندگی است قطعا متضادی نیز دارد که هر یک در زندگی به نوبت سایه خواهد افکند ولی انسان موفق کسی است که به دست خود سرنوشت را بسازد و از ناکامیهای زندگی و شکستها پلی بسازد برای رسیدن به شاد کامیها و پیروزیها آری اینگونه است که شاعر می گوید:

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

 

نام : محسن زارع 33-3-2-144

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر ره عشق

اما نه چنین زار که این بار افتاد

نام : امیر آزادیان 38-3-2-144

بی میل تو میل به میل باکس ندارم

هی میل بزن میل بگیر میل تو دارم

نام : حسین ملک زاده 42-3-2-144

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

در طلبش روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو پشت در حاضر است و ناظر است

مخزن دل بر گشا عاقل و هشیار باش

نام : صادق آقا حسنی 43-3-2-144

در دفتر خاطراتت ای دوست
             این خاطره را ز من نگه دار
                           شاید ز پس روزگاری
                                       خطم نگری و یادم آری

نام : عبدالمطلب حاجی پور 44-3-2-144

به نام آنکه آشنایی را با جدائی آفرید.

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدائی

چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

و بالاخره این دوره ما رو به پایان است ( آموزشی سربازی ) که به نظرم قدر آن را بعدها خواهیم فهمید و این کارهایی که در حال حاضر برای ما سخت و مشکل است ، بعدها خاطرات ما را تشکیل خواهند داد ...

نام : مصیب شکوهی 45-3-2-144

بهارین باش شکوفا شو

کنار عشق پیدا شو

نگارین باش زیبا شو

به خوش خلقی هویدا شو

 

اومدم شبها رو باور نکنم غصه نذاشت

اومدم غصه رو باور نکنم شب نمی ذاشت

نام : احمد رضا رمضانی 46-3-2-144

خوشا آنروز که در صفحه شطرنج غمت

شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

نام : مهدی کیشانی فراهانی 47-3-2-144 ( ارشد فرهنگی )

خانه دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شبها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
کودکی می بینی
رفته از کاخ بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟

نام : محمد محمدی 48-3-2-144

... میدانم با نوشتن خاطرات ، خاطره دوران سربازی و آموزشی ما نیز زنده می شود مثلا :

  1. حرکت اسکندری فنگ و اسکندری رو

  2. حرکت حمیدی درجا رو ، حرکت حمیدی قدم رو

  3. حرکت پا جلو توسط یاسر حمیدی کد 57

  4. دکتر مهدی حیدری روانشناس

  5. علی قلیزاده ارشد بهداشت ( شهردار )

  6. ارشد سابق ( برکنار شده )

  7. ارشد جدید ( گل گلاب )

  8. ارشد ورزش ( برکنار شده )

  9. ارشد ورزش جدید ( مهدی جورکش )

  10. ارشد چایی برکنار شده ( خودم )

  11. آوازها و ترانه هایی که می خواندیم و...

 

عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

****

برای من می گفتی هر روز فرشته زمینی

برای من همیشه تو خوب و بهترینی

اما حالا چقدر زود قلب مرا شکستی

برای پر کشیدن رو پنجره نشستی

یادت می آد می گفتی باید با هم بمونیم

برای زندگیمون باید از عشق بخونیم

سوای این دروغت می خواستی هم زبونی

برای درد دلهات کنار من بمونی

دوستت دارم همیشه حتی اگر نباشی

توی دلم می کشم از عشق تو نقاشی

 

نام : عادل صباحی 49-3-2-144

به نام آنکه پروانه حیران اوست

صدایت می کنم ، سلامت می کنم از دور
و به یادت خواهم بود تا همیشه
و در سوز سرمای تنهائی به یاد با هم بودن خود را گرم می کنم

همیشه ماندن بهترین نیست
همیشه رفتن آن حضور ناب نیست
گاهی میان ماندن و رفتن هیچ
فرقی نیست
دلتنگیم باشد
آنها را نمی بینم باشد
اصل درست این است
که عزیزان ما در خانه دل ما جای دارند
نرم و مهربان

نام : حسن عظیمی دهقان زاده 55-3-2-144 ( خطاط گروهان و دوست خوبم )

بنام خداوند عشق و زیبایی و بنام دوست که هر چه داریم از اوست

دفترت دیباچه رسم یادبود است که می ماند و از آن بوی یاد می آید و خاطره تازه می کند.
به یاد روزهای خوش آموزشی پادگان شهدا ، از روز هایی که در صف جمع در ستون یک قرار می گرفتیم و آقای حیدریان هم دستور می داد و کوچکی هم می گفت : اج-نظام ، یا آن مواقعی که برای 1/30 هندوانه در صف می ایستادیم ، یا اینکه ناد علی می خواندیم

زندگی جاریست ...
            مثل خون در رگها ...

نام : یاسر حمیدی 57-3-2-144 ( مبتکر حرکات جدید نظامی !!! )

... چه زیباست انسان تمام لحظات را غنیمت شمرد و حداکثر استفاده را ببرد.

عمر گران می گذرد خواهی نخواهی

سعی بر آن کن نرود رو به تباهی

مطلب دل را طلب از سوی خدا کن

چون رحمت اوست لا یتناهی

حرکت پا جلو                   برای زمین گیر کردن دشمن در حال حمله

حرکت صورت فنگ                 برای احترام بیشتر به ما فوق

نام : مهدی مقصودی 58-3-2-144

زندگی سربازی مانند چشمه ای جوشان
که همیشه طراوتش در دل می ماند

نام : سید مجید غفوری 59-3-2-144

بین منو تو فاصله غوغا می کنه

یاد وفای قشنگت منو رها نمی کنه

Ash to Ash
Dust to Dust
Fade to Black
But the Memory Remains

آری تنها خاطره است که می ماند

نام : محمد اکبری 60-3-2-144

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

***

نگاهت با صدایت هر دو نیکوست

نگاهت می کنم چون دارمت دوست

نام : مهدی غلامی مجرد 61-3-2-144

دوستی با مردم نادان سفالین کاسه ایست
بشکند یا نشکند باید به دور انداختن
دوستی با مردم دانا چو زرین کاسه ایست
نشکند گر بشکند بتوان به هم بگداختن

الهی ! نسیمی دمید از باغ دوستی دل را فدا کردیم بویی یافتیم از خزینه دوستی ، به پادشاهی بر سر عالم فدا کردیم ، برقی تافت از مشرق حقیقت آب و گل کم انگاشتیم و دو گیتی بگذاشتیم و یک نظر کردی در آن نظر سوختیم و بگداختیم

نام : علی رئیسی62-3-2-144

محبت ره به دل دادن صفای سینه می خواهد

به یاد یکدگر ماندن دلی بی کینه می خواهد

***

در این دنیا نکردم من گناهی

فقط کردم به چشمانت نگاهی

به چشمانت بیاموز که هر کس و هر چیز ارزش دیدن ندارد

نام : محسن لطفی 63-3-2-144 ( بهترین دوست دوران سربازیم )

هستند کسانی که می بخشند و از بخشش دردی نمی کشند
            حتی شادی هم نمی خواهند و نظری به ثواب هم ندارند
با دست این کسان است که خداوند سخن می گوید
            و از پس چشم این کسان است که او به زمین لبخند می زند

وقتی که دیگر نبود
                           من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
                           من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
                           من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
                           من آغاز کردم
و چه سخت است
                           تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
                            مثل تنها مردن است

 

نام : امین رحمانی 65-3-2-144

بشنو از نی چون حکایت می کند

از جدائیها شکایت می کند

***

ما برای وصل کردن آمدیم

نی برای فصل کردن آمدیم

نام : مجید آخوندی 66-3-2-144

ای که از یار وفا می طلبی یار کجا

همه یارند ولی یار وفادار کجا

... به یاد یکدگر بودن دل بی کینه می خواهد

نام : ناصر ابراهیمی 67-3-2-144

دوست آن باشد که جاودان باشد

نه آنکه مخصوص یک زمان باشد

نام : مهدی ساده 68-3-2-144

عارفان را نیست شمع و شاهد از بیرون خویش

می ا نگوری نخورده باده شان هم خون خویش

خون غم بر ما حلال و خون ما بر غم حرام

هر غمی کو گرد ما گردید پا نهاد در خون خویش

***

زندگی بازیست ما خود صحنه می سازیم

تا بازیگر بازیچه خویشتن باشیم

چه خوش باغیست باغ زندگانی

گر ایمن بودی از باغ خزانی

اگر در خواب می دیدم غم روز جدائی را

به دل هرگز نمی بستم خیال آشنایی را

اگر دیدی تو را کردم فراموش

بدان شمع وجودم گشته خاموش

مرغ محبتم من کی آب و دانه خواهم

با من یگانگی کن یار یگانه خواهم

ای بی وفا اسم وفا از غم نیاموزی چرا

غم با همه بی مهریش هر شب به ما سر می زند

نام : احسان نیکوئی 69-3-2-144

حدود 45 روز از دوره آموزشی گذشته و خاطرات خوب و بد زیادی را پشت سر گذاشتیم اما مهمتر از آن دوستان زیادی بود که در این دوره پیدا کردیم و شناختیم ...

نام : جلیل نصیر زاده 70-3-2-144

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

نام : علی پارسا 71-3-2-144

عجب رسمی رسم زمونه

قصه برگ و باد خزونه

می رن آدما از اونا فقط

خاطره هاشون به جا می مونه

نام : آبتین سلماسی 72-3-2-144

زمونه همیشه بازیهایی داره که بعضا خوشایند کسی نیست . اما در موقیتهای سخت و دشوار انسان با کمک دوستان خوب می تواند دقیقه های سخت و دشوار زندگی رو پشت سر بگذاره و به امید زندگی بهتر در کنار دوستان و افرادی که در سختیها در کنارمان هستند زنده بماند ...

نام : سعید سر آبادانی 73-3-2-144

تا دل به دو زلف یار دادم

یک مهره به آن دو مار دادم

طومار حیات خویشتن را

پیچیده به دست یار دادم

بس لاله ز چشم خون فشانم

هر روز به آن نگار دادم

خون دل بی شکیب خود را

بر بستر لاله زار دادم

با عقل نرفت کار من پیش

مجنونی دل قرار دادم

خونابه کاسه نگاهم

پر کرده به روزگار دادم

حشمت ! به وصال او میاندیش

من عمر به انتظار دادم

 

نام : محمد قاسمی 74-3-2-144

کسی که شاد و خندان است همیشه چیزی برای شادمانی پیدا می کند.

مردم سه گروهند : یکی جوانان که از آنچه انجام می دهند حرف می زنند
                              پیرها از آنچه گذشته حرف می زنند
                              و احمقها که از آنچه خواهد شد صحبت می کنند

نام : امین دولتی زاده 77-3-2-144

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت

خانه ات آباد ویرانه بوی گل گرفت

عشق گفتیم صدق باشد مایه اش

طفل را صدق باشد دایه اش

دل بدست آرید تا آدم شوید

وآنگهی با سر حق مرحم شوید

آتش عشق به عمری دل و جان سوخت مرا

تا که معشوق ره عاشقی آموخت مرا

نام : علیرضا بشری 82-3-2-144

فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

نام : محسن دهقان 83-3-2-144

زندگی آب روان است روان می گذرد

دوستی آتش جان است گران می گذرد

جو صمیمی حاکم بر گروهان سوم سرشار از خاطرات بسیار شیرین و بیاد ماندنی بود که سختی طاقت فرسای گرمای تابستان و سایر شرایط سخت آموزشی در پادگان را تبدیل به بهترین عمر من و شما نمود.

گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم

گفتا که از تو من هم ترک گناه خواهم

عمری است که دم به دم علی می گویم

در وقت نشاط و غم علی می گویم

یک عمر علی گفتم و انشاءاﷲ

تا آخر عمر هم علی می گویم

نام : حجت شول 85-3-2-144

بنام خاتم کار بال پروانه ها

از اینکه در دوران آموزشی دوستانی پیدا کردم خوشحالم ...

نام : محسن حقانی پور 88-3-2-144

... گر چه روز های سخت پادگان ، اذیتمان می کرد اما این توفیق اجباری را به فال نیک می گیریم و واقعا هم اینطور بود.

***

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

نام : امیر فروزنده 89-3-2-144

دوران نه چندان زیبای آموزشی با تمام سختی ها و شیرینیهایی که داشت به آخر رسید اما گاهی گذشت زمان سریع و گاهی کند بود با اینکه رفتار دوستانه بچه های گروهان باعث می شد که سختی و تنهائی احساس نشود ... و آرزو دارم فراموش نکنیم یکدیگر را و تک تک بچه ها را و ... ولی این را مطمئن هستم اگر روزی از ما بپرسند کجا خدمت کردید بگوئیم پادگان شهدای کرمانشاه .

 

غم مخور ایام هجران رو به پایان میرسد

نام : امین دولتی زاده 77-3-2-144

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت

خانه ات آباد ویرانه بوی گل گرفت

عشق گفتیم صدق باشد مایه اش

طفل را صدق باشد دایه اش

دل بدست آرید تا آدم شوید

وآنگهی با سر حق مرحم شوید

آتش عشق به عمری دل و جان سوخت مرا

تا که معشوق ره عاشقی آموخت مرا

 

در حال تکمیل کردن می باشد...

قبلی بازگشت بعدی

لطفا پیشنهادها و مطالب خود را به این آدرس ارسال نمائید : E-mail: webmaster@sadaghat.8m.com ?

تمام حقوق برای سایت sadaghat.8m.com محفوظ است